| ................................... |
|
:مرگ آرام:
|
|
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦ لعنت به آرزويی که نميتونی بهش برسی انقدر پیاده راه میری و گریه میکنی که پاهات تول میزنه وقتی داری تو پیاده رو راه میری سرت پایین آخه دوس نداری کسی اشکای یه مرد کوچولو رو ببینه وقتی داری حق حق میزنی از جایی راه میری که بتونی راحت زار بزنی و کسی صداتو نشنوه فقط راه میری او اشک میریزی واسه کسی که میدونی دوست داره ولی نمی خواد داشته باشه اشکات واسه کسی میریزه که میدونی لیاقتشو نداره ولی باز میباری بازم نمیتونی دوسش نداشته باشی بازم نمیتونی اشک نریزی واسش بازم نمیتونی یه لحظه از ذهت اشغالت دورش کنی تنفره عشق وجودت رو پر میکنه ولی بازم چشمات نمیتونن نبارن بازم نمیتونی جلوی چشمایی عوضیت رو بگیری بازم نمیتونی قلبت رو از سنگ کنی بازم میگی هرچی که اون بخواد بازم میگی بزار اون راحت باشه بازم میگی شاید این قسمتته راستی تو چطور انقدر راحت میتونی بگذری بهت حسودیم میشه عوضی به خودت می قبولونی که اون واسه تو نیست ولی بازم چشمات نمیفهمن چشمات قرمزه صورتت رو میشوری که وقتی میری خونه کسی نفهمه سرت رو میندازی پایین زود میری تو اطاقت که کسی نبینه چشمات قرمزن تو بیمعرفتی این بهم ثابت شده ولی بازم چشمای لعنتیم نمیفهمه کاش میفهمیدی کاشکی میفهمیدی کاش قلب نداشتم کاش مغزم پاک میشد کاش میفهمیدی وقتی آدم بینیشو با لباسش پاک میکنه که بتونه نفس بکشه یعنی چی کاش وقتی کل تنم میلرزید رو یه بار حس میکردی کاش میتونستی از تو چشمام همه دوس داشتنمو بخونی کاش قلب داشتی عوضیییییی دست تو پا زدن واسه موندن اونی که دوسش داری پیشت باشه فوش دادن به خودت واسه راحت تر کردن مغرت به خودت فهموندن که اون واسه تو نیست وقتی نمیتونی با مغزت به قلب قلبه کنی وقتی فقط قلبت واست تصمیم میگیره وقتی مغزت قدرت نداره قلبت رو ساکت کنه وقتی مغزت نمیتونه دستور بده که چشمات نبارن وقتی که قلبت ازیتت میکنه وقتی که مغزت از قلبت بدش میاد وقتی که مغزت از قلبت متنفر میشه که داره ازیتت میکنه همه اینا واسه نبودن یه نفره لعنت به قلبم که میتپه هنوز لعنت به آرزویی که نمیتونی بهش برسی لعنت به آرزویی که خیلی وقته باهاش درگیری لعنت به این دنیا که بازیت میده لعنت به این دنیا که جز عزاب چیز خاصی نداره لعنت به عشق که بازم نمیتونم نداشته باشمش بعنت به این مرگی که دست خودت نیست که بتونی بقلش کنی لعنت میخوامت عوضی با توام آرزوی قدیمی مرگ آرام..................... جمعه ٤ آبان ،۱۳۸٦ هنوزم همون آرزوی قديمی رو ميخوام (مرگ آرام) فری هنوزم خستس فری هنوزم همون آرزوووو قدیمیشو میخواد هنوزم همون تنها آرزوشو دوس داره هنوزم منتظره هنوزم بعضی شبها چشماش خیس میشه هنوزم از قلبش میترسه هنوزم از دلش میترسه هنوزم نگرانه هنوزم می خواد مست باشه هنوزم میخواد که نباشه هنوزم از دلش خستس هنوزم منتظرهههههههههه منتظرههههههههههههههههههههههه منتظره شاهزادشهههههه شایدم پیش باشه ولی نمی تونه اینو بفهه بازم به امید همون آرزوی همیشگی مرگ آرام.......... پنجشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٦ دادگاه یه سالن بزرگ 3 تا میز بالای بالا وستی از همشون بزرگتر به دستات دستبنده/ نشستی رو صندلی فکر میکنی اینجا کجاست دادگاه! آره عزیزم درس فکر کردی آخیه قربونت برم داری گریه میکنی چی؟ وکیل میخای نه مهربون اینجاشو دیگه اشتباه کردی اینجا از اون دادگاه قشنگ ها نیست اینجا دادگاه دلمه اینجا رو دیگه کور خوندی نوبتیم باشه خداییش دیگه نوبت منه وای که چقدر از خودم خوشم اومده داری اشک میریزی آخیه به درک راستی چقدر خوبه آدم سنگی میشه واقعا عالیه انقدر اشک بریز تا جونت دراد چرا داد و بیداد میکنی دنبال کی میگردی غازی اینجا همه چیز خود منم التماس بلدی بکنی شاید دلم بسوزه ها التماسای منو یادته اشکام رو چی غرورم رو چی شخصیتم رو چی قلبم رو چی اینارو یادته چیکارشون کردی دنبال حکم میگردی باشه تمومش میکنم عزیز فقط یادت باشه که هنوزم دوست دارم که هنوزم احمقم حکم مرگ دلم : قصاص قصاص............... مرگ آرام......................... پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦ رفتی تو دیگه رفتی بدون هیچ دلیلی به ......م (خندههههههههههههههههههههههههههههههه) /////////////////////////////////////////////////// اومدم روبروت نشستم یه نگاه به چشمات میندازم خیسن عوضی یا دارن میبارن یه نگاه به گونهات جدی جدی خیسن توف بهت عوضی توله سگ آشغال لجن عوضی لیاقتت همینه با دستام اشکام رو پاک میکنم آره اشکام رو درس نوشتم خود عوضیمو داشتم تو آیینه میدیدم دوباره یه نگاه دیگه میندازم به خود خودم ازش میدونی چی میخوام عمرا نمیدونی دوس دارم یکی بیاد فوشم بده تاحالا شده دوس داشته باشی یکی تحقیرت کنه الان دوس دارم یکی تحقیرم کنه فوش بدین بهم شاید آدم شم شاید هی سفت شه شاید از سنگ بشه این عوضی خسته شدم از این دل عوضی فقط باعث عذاب شده بخدا از این مغز پوچم خسته شدم با این افکار احمقانش شما ها هنوز فوش بدین راحت باشین هنوزم دوس دارم تحقیر شم شاهزاده راستش از شاهزادمم دارم واقعان نا امید میشم ولی نه هنوز هستی نمیدونم اونم مثل اینکه دیگه به حرفام گوش نمیده بازم به امید یه مرگ آرام اینم تمومش میکنم مرگ آرام.............
پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦ عشق يه طرفه
بازم عشق یه طرفه بازم یکی میاد تو قلب بازم یکی میاد رو سکوی دلت میشینه تو هم کنارش میشینی اولش باهم غریبین هیچ احساسی نیست هیچ تنفری هم نیست شروع میشه بازم داستان مثل همیشه با همون خنده هایی که تو شوخیش میگیری و فقط واسه یه لحظه خوشحالت میکنه خنده ها ادامه پیدا میکنه و تو یواش یواش سکوی دلت رو بر میداری یو بجاش یه صندلی یه نفره میزاری یواش یواش خندهاش واست از عادت میگذره هو بهش حس پیدا میکنی اون تنهای تنها نشسته تو دلت و تو واسه اون هنوز همون خندهای احمقانه ای بازم مثل همیشه تو اشتباه کردی و اون میبره بازی رو میگم بازم مثل همیشه تو به اون صندلی نگاه میکنی هو میخوای که پایه هاشو بشکنی بازم مثل همیشه به خودت فوش میدی که دوباره چرا به خودت میگی که دفعه آخره بازم به خودت می قبولونی که دیگه صندلی یرو به هیشکی غرض ندی بازم به خودت میگی که خالی باشه خیلی بهتره بازم دوس داری که یه بار دیگه ذهنت واسه همیشه پاک شه بازم به خودت قول میدی که به تابلو که نوشته یطرفه خلاف نری دوباره میای پیش همون شاهزاده خودت که نمیرسه پیشت دوباره میای پیش همون دوست قدیمیت که همیشه آرومت میکنه الکل و آخر کار بازم همون آرزوی همیشگی مرگ..... دوست دارم شاهزاده نرسیده از ته دل به امید یه مرگ آرام................. دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ خود .....
ساعت 10 شب 11 12 1 2 3 عزمم رو جمع کردم بلاخره قید همه اون چیزایی رو که دوسشون دارم رو زدم میرم سر یخچال فقط بطری ویسکی که میتونه کمکم کنه فقط الکل که به سلولهای بدنم آرامش میده فقط الکل که میتونه تحمل این همه فکر رو از مغزم یه چند ساعتی قرض بگیره به لیوان احتیاج ندارم 1 قلپ 2 قلپ 3 قلپ خوبه دارم بهتر میشم دستام دیگه نمیلرزه سرم رو میکنم زیر تخت دیدمش برش میدارم دورش پارچه پیچیدم دستمال رو با ویسکی ترش میکنم بد بدنه آهنیش رو سیقل میدم دوس دارم امشب تمیز تمیز باشه یه چیزی کمه یه جعبه کوچیک باید زیر تخت باشه اونم پیداش میکنم چندتا بسه.... فکر کنم 3تا کارم رو رابندازه البته 1 دونشم بسه به دومی هم نمیرسه حالا واسه خیال جمع بودنش یه نفس عمیق یه شاخه گل رز قرمز قرمز به یادش تو دست چپم میگیرم خشاب رو میکشم 3 تا گلوله طلایی که دارن منو نجات میدن رو میزارم خشاب رو جا میزنم یه قلپ دیگه خداحافظ عزیزکم خداحافظ کره خاکی 1.2.3...... لحظه خاموشی........ و لحظه روشنایی ........... مرگ آرام..........
چهارشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٦ پاشو پاشو پاشو دددد پاشو زود باش پاشو بهت گفتم پاشو اووو عوضی پاشو نزار دهنم رو باز کنم پاشو گم شو پاشو گورت رو گم کن واسه همیشه گم شو گم شو بیرون که داری سیاهش میکنی گم شو که داری نجس میکنی گم شو هرجا که میخوای برو دیگه واسم مهم نیستی تور جون هرکی دوس داری از توقلبم پاشو دیگه تاقت ندارم بخدا دیگه نمیتونم فقط حیف که عاشق کسی شدم که عاشق غریبه هاس مرسی که داری میری... خدا حافظت عزیزم من عوضی هنوزم دوست دارم من آشغال هنوزم دوست دارم خداحافظت خدا کنه که خوشبخت شی به خدا از ته قلبم میگم خداحافظت بوس مرگ آرام................ شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥ اعدامی.. اعدامی چقدر زود گذشت انگار دیروز بود سه سال که دیگه چشمای ناز خمارت رو ندیدم سه سال که دیگه چشمام به جز 4 تا دیوار یه مشت تاریکی چیزی نمیبینه یه چهار دیواری خیلی بزرگ ......... چقدر خوبه که آدم کاری به جز فکر کردن به عشقش نداشته باشه مگه نه! خاطرات / وای که چقدردوسشون دارم الان من اینجوریم هیچ غمی ندارم فقط منتظرم که امشب ببینمش آخه امشب نوبت من... امشب بعد از سه سال صبر بلاخره داره اون لحظه قشنگ میرسه من دارم به تنها آرزوم نزدیک میشم امشب 13/12/85 وقت به تو رسیدنه. من محکوم به مرگم من محکوم به دوس داشتن تو ام واسه همینه الان اینجام میدونی پرونده ام جزء کدوماس شاهزاده آره میدونم که می دونی آره جزء اعدامی هاست... در باز شد دونفر اومدن که راه به تو رسیدن رو بهم نشون بدن الان تو حیاط زیر نور ماه واستادم دوتا زنجیر ناز یکی به پام و یکی به دستامه وای که چقدر این دوتا زنجیر رو دوس دارم وای که چقدر خوبه که همه چیز داره کمکم میکنه که بیام پیشت از پله های زندگیم بالا میرم که تازه شروعش کنم زندگیم رو میگم رسیدن به قله خوبی ها و اون حلقه ناز ( حلقه دار) وای که چقدر این گره رو دوس دارم خودت که میدونی آرزویی ندارم به جز تو احساس میکنم تا به حال قلبم به این راحتی تو سینم نمیزده چشمام رو میبندن از این یه تیکه هم خوشم میاد ( تاریکی محض) دارم اون گره خوش دست رو لمس میکنم دیگه موقعشه عاشق این ثانیه ام خداحافظ کره خاکی کوچیک کثیف به امید یه گره واقعی مرگ آرام........ پنجشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٥ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا دیگه هیشکی نیست واسم لالایی بگه چرا دیگه هیشکی نیست واسم قصه بگه چرا دیگه هیشکی نیست تا صبح با هم بیدار بمونیم چرا دیگه هیشکی نیست با هم دعوا کنیم چرا دیگه هیشکی نیست قربونش برم چرا دیگه هیشکی نیست اسمشو صدا بزنم چرا دیگه هیشکی نیست واسش نامه بنویسم چرا دیگه هیشکی نیست واسش ناز کنم چرا دیگه هیشکی نیست واسم ناز کنه چرا دیگه هیشکی نیست منتظرش باشم جرا دیگه هیشکی نیست دستاشو بگیرم چرا دیگه هیشکی نیست بهش فکر کنم چرا دیگه هیشکی نیست باهاش بخندم چرا دیگه هیشکی نیست تنهایی یامو پر کنه چرا دیگه هیشکی نیست وقتی گریه میکنم بهش بگم چرا دیگه هیشکی نیست درد دلمامو بهش بگم چرا دیگه هیشکی نیست بهش بگم دوسش دارم چرا دیگه هیشکی نیست.....................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم مرسی از تو که همیشه هستی... دوست دارم شاهزاده نرسیده مرگ آرام................ چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥ يه نامه به اونی که ميدونم نمی خونتش ساعت 2 شب داشتم فیلم میدیدم فیلم تموم شد مدیا پلیر رو باز کردم یه آهنگ غمگین گذاشتم هنوز یه ماه نشده ولی دلم بیشتر از اونی که خودمم فکربکنم تنگ شده واست عکسی رو که با گوشیم ازت گرفته بودم الان روبرومه به چشات خیره شدم بازم خیره شدم ولی از اولم هر چی سعی میکردم نمیتونستم حرفات رو از توش بخونم هیچ وقت نتونستم راست و دروغ از توشون بخونم خیلی دوسشون دارم ولی نمیتونم باهاشون حرف بزنم راستش دارم گریه میکنم راستش خیلی دلم گرفته فکر نمیکردم انقدر بی جنبه باشم فکر میکردم قوی تر از اینا باشم فکر میکردم دخترا نمیتونن دلم رو پیش خودشون نگه دارن فکر میکردم تا شاهزادم نیاد دلم واسه هیشکی نمیشه ولی تو حد اقل یه تیکش رو دزدیدی خیلی نامردی نامرد تر از من فکر نمیکردم که انقدر راحت بری... میدونی چی بیشتر عذابم میده اینکه تو اول ادعا میکردی دوسم داری و من هیچی نمیگفتم حالا من دوست دارم و تو دیگه نیستی آره میدونم خودم گفتم برو آره خودم.... تورو نمیدونم که راست میگفتی یا دروغ ولی من از اولم دوست داشتم راستش من آشغال هنوزم دوست دارم هرچی سعی میکنم که از ذهنم بری نمیشه هرچی خودمم رو سر گرم میکنم بازم نمیشه کاش حد اقل نامه ای رو که قبل تمموم کردنمون واست نوشته بودم رو بهت میدادم ولی همه چی یه دفعه تموم شد با یه تلفن یادته.... دوست دارم دیونه هنوزم دوست دارم دوست دارم شیتونی آره این پسره هنوزم دوست داره ولی دوس داره از ذهنش پاک بشی دوس داره دیگه یادت نیفته دیگه چشمام مانیتور رو خوب نمیبینه خیس خیسم خدا کنه این آخرین باری باشه که واست گریه میکنم خدا کنه آخرین باری باشه که دلم واست تنگ میشه آخرین باری باشه که واست مینویسم میدونم که هیچ وقت این نوشته رو نمیخونی ولی این فقط واسه تو *واسه عسل خودم* هیچ وقت یادت نره دوست دارم. بوس خوشبخت شی شیتونی خداحافظت. مرگ آرام.......................... |
|
Designed by www.maziar.ir
|